نه كه خيلي كار رو سرم ريخته. ديگه حوصله هر چيزي رو ندارم بخصوص تلويزيون وطني رو. گاهي وهپاره و گاهي هم تلويزوين وطني هر موقع فيلماش خوب باشه.
ديروز فيلم The Core رو دیدم. اما نکته ای که به ذهنم رسید.
وقتی بجه بودم همیشه از اینکه یه روز بخوام مثل کارگرا کار کنم بدم میومد و وحشت داشتم. برای همین هم تصمیم گرفتم برم سراغ درس و مشق. هر چند که اون موقع بیشتر به فکر رفع مسئولیت بودم تا چیز دیگه اما فکر می کردم کسی که درس خونده باشه راحت تره.
اما واقعا اینطوری نیست. آدم ها هر چه قدر که باهوش تر باشن و تواناتر همون قدر مسئولیتشون بیشتره.
پائولو کوئیلو تو کتاب کوه پنجمش از مردم فینیقیه حرف میزنه که برای پیشبرد سیستم کشتی رانی و شکستن مرزهای اون موقع تعداد زیادی از بهترین افراد جامعه خودشون قربانی شده بودن اما این مسئله ارزشش رو داشت.
حالا تمدن بشری فعلی که دانشمندهای مختلفی و افراد بیشماری از جان خودشون مایه گذاشتن تا تمدن پیشرفت کنه. مثل نیل آرمسترانگ آمریکایی که اولین انسانی بود که بر روی مکانی بجز زمین قدم گذاشت و راه روی برای پیشبرد تمدن بشري به فضا نظير اونچيزي كه در فيلم پيشتازان فضا هست و یا ماری و پیر کوری که هر دو از سلامتی و حتی جانشان ر ا در راه پیشبرد علم و شناسایی مواد رادیو اکتیو گذشتند.و يا سايرين/.
خلاصه بقول معروف اينه جان برادر.